ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
26
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
است و خطاب به اصحاب خود فرموده است : « ميان شما كسى هست كه در مورد تأويل قرآن جنگ مىكند ، همانگونه كه من در مورد تنزيل قرآن جنگ كردم » و به من اشاره فرمود ، و من سزاوارترم و شايستهترين كسى هستم كه بايد فرمان آن حضرت را پيروى كنم . اما اين سخن تو كه بيعت من از اين جهت كه مردم شام در آن در نيامدهاند ، صحيح نيست ، اين چه سخنى است كه آن يك بيعت است كه به عهدهء حاضر و غايب خواهد بود و نمى توان آن را تكرار كرد و پس از انعقاد آن ديگر حق اعتراض باقى نمى ماند ، اگر كسى خود را از آن بيرون بكشد بر امت طعنه زده است و هر كس از پذيرفتن آن خوددارى و امروز و فردا كند ، منافق است ، اينك بر جاى خود باش و جامهء ستم از تن خويش دور افكن و آنچه را كه ياراى آن را ندارى رها كن كه پيش من براى تو چيزى جز شمشير نيست ، تا آنكه با كوچكى تسليم فرمان خداوند شوى و خواهى نخواهى در بيعت وارد شوى . و السلام . نامه ( 9 ) نامهء آن حضرت ( ع ) به معاويه در اين نامه كه با عبارت « فاراد قومنا قتل نبينا و اجتياح اصلنا و همّوا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعيل و منعونا العذب و احلسونا الخوف و اضطرّونا الى جبل وعر و اوقدوا لنا نار الحرب . » ( قوم ما آهنگ كشتن پيامبرمان و كندن ريشه ما را كردند ، چه بد انديشهها كه دربارهء ما انديشه كردند و چه كارها كه كردند ، ما را از زندگى خوش باز داشتند و جامهء بيم بر ما پوشاندند و ناچارمان ساختند به كوهى دشوار پناه بريم و براى ما آتش جنگ بر افروختند . ) شروع مىشود ابن ابى الحديد پس از توضيح لغات و اصطلاحات ، مباحث مفصل تاريخى زير را در بيش از سيصد صفحه آورده است كه از ترجمهء آن گريزى نيست .